نامه دوم
سلام
خوبی عزیزم دلم طاقت نیاورد باهات حرف نزنم احساس میکنم امشب تازه پیدات کردم شاید هم به دنیات اوردم
امروز رفته بودیم خونه خاله رمله جات خیلی خالی بود همه یه نی نی داشتن و من بی تو رفته بودم
خاله راحله ازم پرسید چرا من نی نی ندارم منم خندیدم نمیتونستم بگم که درد من و تو یکیه
گلم تو غصه نخوری یه وقتا
یه وقت دلت واسه مامانت تنگ نشه هااااااااا
مثل اینکه جات خیلی خوبه
تو خوب باش منم خوبم
امروز بابا کلافه بود الهی من قربونش برم که اینقدر صبر داره
یادت نره ها اول بابات رو دوست دارم بعد تو رو
حالا یه بوس خوشکل بده مامان و برو بخواب (البته اگه این مامان پرحرفت دوباره بیدارت نکنه)
بووووووووووووووووووووووووووووووووووس
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نامه دوم
